خرید بک لینک
  • تولیدی کیف
  • تولیدی کیف
  • ابزار وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • باز کردن شبکه سه
  • انجام پروژه آماری spss
  • طراحی وب سایت
  • ترمووود
  • دکوراسیون داخلی
  • قطع شدن کانال 3 ورزش هنگام پخش فوتبال
  • فرکانس شبکه های استانی در ماهواره اینتل ست
  • کاغذ دیواری
  • حفاظ شاخ گوزنی
  • کاغذ دیواری سه بعدی
  • کاغذ دیواری
  • قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران
  • استخدام فرزندان ایثارگران
  • محاسبه حکم ۱۳۹۶ فرهنگیان
  • پاداش پایان‌ خدمت بازنشستگان
  • بک لینک
  • بک لینک
  • بک لینک
  • دانلود کتاب
  • دانلود حل المسائل
  • دانلود کتاب | دانلود حل المسائل
  • دانلود کتاب | دانلود حل المسائل
  • فروش بک لینک
  • فروش بک لینک
  • کاغذ دیواری سه بعدی
  • تور عتبات
  • بازسازی ساختمان
  • هزینه عمل اسلیو معده

    تصویر ثابت

  • به وبلاگ جامع موزیک ویدیو خوش آمدید

    انسان‌های با هوش هیجانی بالا چجوری اند؟

    سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 19:22
    تا به حال به این فکر کرده اید که چرا برخی افراد از دیگران موفق ترند؟ نحوه رفتار و تعامل برخی افراد به خصوص چه ویژگی خاصی دارد که آنها را در قیاس با هم قطاران و هم سن و سال های خود به کسب موفقیت های بیشتری سوق می دهد؟ در اغلب موارد، این هوش هیجانی یا EQ آنهاست که باعث به وجود آمدن چنین تفاوت هایی می شود. به بیان دیگر، نقش توانایی آنها در تشخیص و مدیریت احساسات خود و دیگران تعیین کننده است.

    ۱۰ مشخصه انسان های بهره مند از هوش هیجانی بالا

    کسانی که به واسطه هوش هیجانی بالای خود به دستاورد های چشمگیری دست پیدا می کنند، زندگی شان را به چند شیوه حیاتی اداره می کنند که می تواند برای دیگران آموزنده باشد. ۱۰ نمونه از این عادات و ویژگی ها را در ادامه خواهید خواند:

    ۱- برقراری تعادل میان زندگی شخصی و شغلی

    کسانی که بدون استراحت کافی یا تمرکز مناسب روی زندگی شخصی، بیش از حد کار می کنند معمولاً پیش از آنکه بتوانند به پتانسیل واقعی خود دست پیدا کنند فرسوده می شوند. برعکس این موضوع نیز صادق است؛ کسانی که به اندازه کافی تلاش نمی کنند نیز از دست یافتن به نتایج متفاوت باز می مانند. اولین قدم در هوش هیجانی، آگاهی از خود است؛ یعنی بدانید چه مقدار کار و تمرکز روی کار را می توانید در زندگی تحمل کنید و سقف آن را تا کجا می توانید بالا ببرید، بدون آنکه دچار فرسودگی شوید.

    ۲- توانمند سازی شریک خود

    پیدا کردن شریک مناسب بخشی حیاتی از دستیابی به تعادل احساسی است. این فرد باید بر ثبات شما بیافزاید، از شما تعریف کند و شما را توانمند سازد. فرد مورد نظر تنها در صورتی می تواند این کار را انجام دهد که شما نیز در مقابل او را توانمند سازید. روابط حمایتی هوش هیجانی شریک شما با خودتان به هم وابسته است و از خود شما شروع می شود.

    ۳- تمرکز

    بهتر است تمایز معناداری میان انجام چند کار با هم و تمرکز روی چند کار قائل شویم. فرد ممکن است در یک آن مشغول انجام سه کار مختلف باشد اما تمرکز خود را روی اهداف کلی خود حفظ کند و آنها را تغییر ندهد تا اهداف مورد نظرش تحقق یابند؛ مگر آنکه چرخشی نیاز باشد.

    ۴- خلاقیت

    ملالت و خستگی جلوی خلاقیت را می گیرد، که این به نوبه خود سلامت هیجانی فرد را تحت الشعاع قرار خواهد داد. خلاقیت هیجانی خود را به اثربخش ترین شکل ممکن در اراده شناخت و اکتشاف دیگران به شکلی صحیح نشان می دهد. افرادی که واقعاً و با نگاهی مثبت در مورد دیگران کنجکاوی نشان می دهند، معمولاً روابط قدرتمند و پابرجایی برقرار می کنند.

    ۵- گوش کردن

    توانایی گوش کردن معمولاً با ترکیب خلاقیت هیجانی و انضباط تقویت می شود و نشانه هوش هیجانی بالاست. اینکه فردی در مورد دیگران حقیقتاً کنجکاو باشد و آنقدر بر خودش مسلط باشد که بتواند ۷۵ درصد مواقع تمرکز را از خودش بردارد و به دیگران گوش دهد کار آسانی نیست و همه کس از پسش بر نمی آید.

    ۶- پویایی و بهره گیری از قابلیت دگرگون‌پذیری به نحوی مثبت

    آسایش و امنیت بیش از حد به ملالت می انجامد که خود در گذر زمان جلوی تحریک توان ذهنی را می گیرد و به عدم امنیت منجر می شود. این عدم امنیت نیز نوعاً هوش هیجانی را تحت الشعاع قرار می دهد. تغییر، به ویژه وقتی به عنوان پدیده ای مثبت در نظر گرفته شود، می تواند عامل شتاب دهنده قدرتمندی در زندگی انسان باشد.

    ۷- کمال‌گرا نبودن

    کمال گرایی، که تقریباً همیشه ناکام می ماند، به استیصال و سرخوردگی شدید احساسی می انجامد. متهم کردن دیگران به خاطر عدم موفقیت در تحقق استاندارد های غیر واقع بینانه نیز از جمله نتایج دیگر آن است که در عدم برخورداری فرد از هوش هیجانی کافی و بروز مشکل در رابطه با دیگران نقش برجسته ای دارد.

    ۸- نپذیرفتن اولین پاسخ

    از کنجکاوی و گوش کردن برای جستجوی نرم و پایدار به دنبال راه حل های مشکلات مختلف استفاده کنید. هوش هیجانی یکی از بهترین راه ها برای شناسایی راه حل های چند لایه و کنار هم قرار دادن ایده های چند نفر به نحو احسن به حساب می آید.

    ۹- پشت سر گذاشتن اشتباهات

    درگیری بیش از اندازه با گذشته و اشتباهاتی که یا خود فرد یا دیگران در آن زمان مرتکب شده اند باعث بروز فرسودگی، عصبانیت، و متهم کردن دیگران می شود.

    ۱۰- هدایت عصبانیت در مسیری سازنده

    عصبانیت به خودی خود احساسی منفی نیست. این احساس یکی از قدرتمندترین عوامل شتاب دهنده زندگی انسان محسوب می شود. اما باید آن را کنترل، در مسیر یک اقدام عملی سازنده هدایت و آن را از سمت دیگران دور کرد. هوش هیجانی به دیگران کمک می کند از عصبانیتشان درست استفاده کنند.

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 19:21
    اساسا، سینمای زنانه چیست؟! آیا دسته بندی ای به نام سینمای مردانه، وجود خارجی دارد که سینمای زنانه، داشته باشد؟! از این نوع دسته بندی ها و اطلاق ها در مملکت ما، بالاخص در حوزه سینما، به وفور، یافت می شود. مثل سینمای هنری یا سینمای معناگرا یا سینما اجتماعی... مگر سینمای غیراجتماعی، سینمای غیر هنری و یا سینمای غیرمعناگرا هم هستند که آن ها هم باشند؟! با این حال، تنها می توان تقسیم بندی ای با عنوان سینمای زن محور در کته گوری ها لحاظ کرد... سینمایی که زن در مرکز ثقل آن قرار دارد و برای پیش بُرد روایت، این دنیای زنان است که همه چیز حول آن می چرخد.

    در واکاوی تاریخ سینمای ایران، می توان فهمید که زن در سینما، نقش کم رنگی داشته است. پیش از انقلاب 57، زن به مثابه ابزار، تلقی می شد و در اکثر فیلم ها به عنوان کالایی جنسی و محرک فروش به کار گرفته می شد. در آن دوران، تنها چهار کارگردان زن، تولید شدند که فقط دو نفرشان، فیلم سینمایی ساختند! به جز معدود کارگردانی های مردی که زن در فیلم هاشان- مثلا، بهرام بیضایی با تمرکز بر موضوع زن/ اسطوره و داریوش مهرجویی با تمرکز بر موضوع زن/ مظلومیت اجتماعی- محوریت دارد؛ عموما در کل تاریخ سینمای ایران، این زن های فیلم ساز هستند که به زن می پردازند. 

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    از این چهار کارگردان زن، قدرت الزمان وفادوستِ 30 ساله بازیگر (ملقب به شهلا ریاحی و همسر اسماعیل ریاحی ِ کارگردان) به عنوان اولین کارگردان زن ایرانی در سال 1335 خورشیدی، خودش را با فیلم «مرجان» به همه گان معرفی کرد. تا بیست و دو سال بعد، هیچ زنی، فیلم سینمایی نمی سازد. البته دو مستند، توسط فروغ فرخ زاد شاعر و پری صابری تئاتری- که اساسا درس سینما خوانده بود- در این میان ساخته شد. کبری عسیدی 28 ساله رقصنده و بازیگر (ملقب به شهرزاد)، بعد از دو دهه و اندی- درست در بحبوحه انقلاب- راه شهلا ریاحی را با فیلم «مریم و مانی» ادامه می دهد. این دو فیلم که تنها سهمیه های زنان در ساخت فیلم پیش از انقلاب هستند؛ فیلم های شاخصی از کار در نَه آمدند.

    پس از انقلاب 57، زن ها خانه نشین می شوند. مرضیه سادات برومند یزدی 35 ساله (ملقب به مرضیه برومند و خواهر راضیه برومند بازیگر و احترام السادات برومند مجری)، هشت سال پس از شروع خانه نشینی زن ها، خانه و آشپرخانه را ترک می کند و یک راست می آید پشت دوربین سینما و «شهر موش ها» را مشترکا با مردی به نام محمدعلی طالبی، می سازد! البته ناگفته نماند که وی، همین طور یک راستِ یک راست هم، پشت دوربین نرفته بوده است. او از اواسط دهه 50، بازیگری را شروع کرده بوده و جزو معدود زنانی بوده که از مهلکه آشپزخانه، گریخته...

    بر طبق عادت زنانه، پشت بند برومند و درست یک سال بعدش، در سال 1365 خورشیدی، پوران درخشنده 35 ساله- که پیش از آن مستندسازی و سریال سازی در تلویزیون را تجربه کرده بود- با فیلم «رابطه» و تهمینه اردکانی فقید (26 ساله) با فیلم «گلبهار» ، وارد کارزار فیلم سازی بلند، می شوند. دوباره یک سال بعد، رخشان بنی اعتماد 33 ساله (همسر جهانگیر کوثری تهیه کننده، گزارش گر ورزشی تلویزیون و فوتبالیست و مادر باران کوثری بازیگر) با تجربیاتی از کار در پشت صحنه سینمای حرفه ای، ظهور می کند و «خارج از محدود» را می سازد. 

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    پس از او (دو سال بعدش) بی تا رضایی میلانی سابقا دستیار کارگردان و منشی صحنه (ملقب به تهمینه میلانی و همسر محمد نیک بین تهیه کننده و خاله اِلسا و الناز فیروز آذر بازیگر)، با ورودش به سینمای حرفه ای، «بچه های طلاق» را به تصویر می کشد. در آخرین سال همان دهه فریال بهزاد 35 ساله (همسر غلام رضا آزادی فیلم بردار، تهیه کننده و کارگردان و مادر پیام آزادی فیلم بردار و سپهر آزادی بازیگر)، هم با فیلم «کاکلی» به جمع سینماگران زن، می پیوندد.

    تمام سرمایه های زن ها در فیلم سازی دهه شصت، به همین فیلم سازها، بر می گردد. از میان این ها، علی رغم این که مرضیه برومند، تهمینه میلانی و پوران درخشنده در ابعاد درآمدزایی سینمایی به موفقیت رسیدند؛ اما فقط رخشان بنی اعتماد بود که با فیلم هایی «نرگس» و «زیر پوست شهر»، توانست جایگاهی در تاریخ سینمای ایران، برای خود، دست و پا کند. البته، تهمینه میلانی در یکی دو تجربه ای (مثل «دو زن» و «نیمه پنهان») توانست سمت سینمایی موفق، حرکت کند؛ اما دوباره راه خود را گم کرد و پیچید به وادی صنعتی سینما و افاضات فمینیستی از خود به در کردن...!

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    در دهه هفتاد خورشیدی؛ کارگردان های زنی مانند زهرا مهستی بدیعی 45 ساله با فیلم «حسنک»، یاسمین ملک نصر 29 ساله با فیلم «درد مشترک»، مریم شهریار 34 ساله با فیلم «دختران خورشید»، جهان دخت خادم المله 32 ساله با فیلم «مینا و غنچه» (مشترک با محمد حسین پور)، منیژه حکمت 40 ساله (یا مژگان حکمت و مادر پگاه آهنگرانی بازیگر) با فیلم «زندان زنان»، مرضیه مشکینی 31 ساله با فیلم «روزی که زن شدم» (مادرخوانده و خاله توامان سمیرا و حنا مخملباف کارگردان و میثم مخملباف عکس  همسر محسن مخملباف کارگردان) و سمیرا مخملباف 19 ساله با فیلم «سیب» هم پا به عرصه فیلم سازی گذاشتند. زهرا مهستی بدیعی، فقط یک فیلم دیگر با عنوان «طالع سعد» می سازد و بعد، کلام خداحافظ فیلم سازی...! یاسمین ملک نصر، مریم شهریار و جهان دخت خادم المله نیز با همان فیلم های اول شان، غیب می شوند...! از این جمع، فقط منیژه حکمت است که هم چنان، فیلم می سازد.

    نیکی کریمی 33 ساله با فیلم «یک شب»، سپیده فارسی 38 ساله با فیلم «خواب خاک»، انسیه شاه حسینی 50 ساله با فیلم «غروب شد، بیا» مانیا اکبری 30 ساله با فیلم «بیست انگشت»، مونا زندی حقیقی 33 ساله با فیلم «عصر جمعه»، پریسا بخت آور 35 ساله (همسر اصغر فرهادی کارگردان) با فیلم «دایره زنگی»، نگار آذربایجانی 36 ساله (خواهر بزرگ تر پوریا آذربایجانی کارگردان) با فیلم «آینه های رو به رو»، نادره ترکمانی با فیلم «خاله سوسکه»، شراره یوسفی نیای 33 ساله (همسر ابراهیم بخشی صدابردار کارگردان) با فیلم «این جا... آخر دنیا» و شالیزه عارف پور (همسر مهرداد میرکیانی گریمور) با فیلم «حیران»، کارگردان های زن دهه هشتاد خورشیدی هستند. آن ها به نسبت فیلم سازهای زن دهه گذشته، کمی پیگیرتر و مستمرتر، به راه شان، ادامه دادند؛ اما، سه نفر آخرشان، هنوز تک فیلمه هستند و پی جوی ساخت فیلم بعدی شان... از این جمع، سپیده فارسی که مقیم فرانسه است و عضو آکادمی سزار، بعد از ساخت فیلمی مستند از وقایع 88، به نام «تهران بدون مجوز»، اجازه ورود به ایران را ندارد!

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    دهه نود خورشیدی؛ دهه هجمه فیلم سازهای زن است! تقریبا، هر سال، دو سه نفر به فهرست آن ها افزوده می شود؛ مهشید افشارزاده 48 ساله با فیلم «پنج ستاره»، نرگس آبیار 41 ساله (همسر محمدحسین قاسمی تهیه کننده) با فیلم «اشیا از آنچه در آینه می بینید، به شما، نزدیک ترند»، یلدا جبلی 34 ساله (همسر فردین خلعتبری آهنگ ساز) با فیلم «داره صبح می شه...»، مرجان اشرفی زاده 34 ساله (همسر سینا گنجوی تدوین گر) با فیلم «آبجی»، تینا پاک روان 36 ساله با فیلم «خانوم»، سهیلا گلستانی 34 ساله با فیلم «دوم، آیدا پناهنده 35 ساله با فیلم «ناهید»، فائزه عزیزخانی 33 ساله با فیلم «روز مبادا»، تارا اوتادی 36 ساله (خواهر بزرگ تر لیلا اوتادی بازیگر) با فیلم «پنج تا پنج»، آزیتا موگویی (همسر رضا کریمی کارگردان) با فیلم «تراژدی»، مانلی شجاعی فرد (همسر مسعود سلامی فیلم بردار) با فیلم «میگرن»، آناهید آباد 53 ساله با فیلم «کارواجار» و رایا نصیری با فیلم «رو به رو».

    با وجود گذشت تنها 4 سال از این دهه، 14 فیلم ساز سینمایی زن به 25 فیلم ساز دیگر تاریخ سینمای ایران، اضافه شدند... یعنی به طور متوسط؛ سال 3.25 فیلم ساز! از سال 1335 خورشیدی که فیلم سازی زن ها در سینمای ایران، آغاز شده است تا پایان دهه هشتاد خورشیدی، 25 کارگردان زن داشته ایم... که به طور متوسط، می شود؛ حدودا هر دو سال و نیم یک بار، 1 فیلم ساز! آماری که در دهه بعدی، رشد قابل توجهی داشت است. اگر هم بخواهیم در کل تاریخ فیلم سازی زن های سینمای ایران، متوسط بگیریم... از سال 1335 خورشیدی تا سال 1394 خورشیدی که می شود 59 سال؛ به طور متوسط، هر یک سال و نیم یک بار، یک کارگردان زن داشته ایم. کثرت زن های فیلم ساز در دهه نود خورشیدی، آمار هر دو سال و نیم، یک فیلم ساز را به هر یک سال و نیم، یک فیلم ساز کاهش داده است.

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    این آمار با توجه به تعداد زیادی از زن های مطرح سینما و دیگر حوزه های هنری که فیلم کوتاه مستند، تله فیلم و سریال تلویزیونی ساخته اند و یا کارگردانی نمایش را بر عهده داشته اند و احتمالا، خیز فیلم سینمایی برخواهند داشت؛ سال به سال، افزایش خواهدیافت. زن هایی مانند: شهره لرستانی، پگاه آهنگرانی(دختر منیژه حکمت کارگردان و تهیه کننده و دختر جمشید آهنگرانی فراهانی کارگردان و طراح جلوه های ویژه میدانی و طراح صحنه و لباس)، شهره سلطانی، روجا چمن کار (همسر بابک تبرایی مترجم)، فلورا سام (همسر مجید اوجی تهیه کننده، شبنم قلی خانی، پریسا شاهنده، مهناز افضلی (همسر حسن پورشیرازی بازیگر)، پریسا گرگین، عاطفه خادم الرضا، خاطره اسدی، افسانه پاک رو، ماهایا پطروسیان، سودابه مرادیان، منیر قیدی (همسر محمدرضا منصوری مدیر تولید)، معصومه بیات (همسر حمید نعمت الله کارگردان)، مرضیه وفامهر (همسر ناصر تقوایی کارگردان)، مریم پالیزبان، لیلا نقدی پری (همسر مجید برزگر کارگردان و تهیه کننده)، خزر معصومی، مریم فخیمی (دختر مهرداد فخیمی فیلم بردار فقید)، روزت قادری، ماه چهره خلیلی (همسر ابراهیم اشرفی فیلم بردار و نوه دختر پروین سلیمانی بازیگر فقید)، بهاره رهنما (همسر پیمان قاسم خانی فیلم نامه نویس، بازیگر و کارگردان و دختر پروین قائم مقامی بازیگر و مادر پریا قاسمخانی بازیگر)، ناهید رضایی (همسر همایون پای ور فیلم بردار)، فرشته جغتایی (همسر تورج اصلانی و خواهر امیر جغتایی فیلم بردار و کارگردان مستند)، المیرا مقدم، پری وش نظریه و...

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    زن های مطرحی هم در سینمای ایران هستند که در حوزه تهیه کنندگی، مجری طرحی، مدیریت تولید و یا سرمایه گذاری فیلم، ورود کرده اند و احتمال دارد که روزی، فیلم بلند بسازند. کسانی مثل: مهناز افشار، هدیه تهرانی، مهتاب کرامتی، طهورا ابوالقاسمی، سحر صباغ سرشت، پروانه پرتو، بی تا منصوری (همسر ابوالحسن داوودی کارگردان)، الهام غفوری (همسر سیروس مقدم کارگردان)، زینب تقوایی (خواهر ناصر تقوایی کارگردان)، بهنوش طباطبایی (همسر مهدی پاکدل بازیگر و کارگردان)، فرشته طائرپور (همسر منوچهر شاهسواری و مادر غزل شاکری)، نیوشا ضیغمی، لیلا اوتادی، شراره رخام و...

    فیلم نامه نویسی: 
    مینو فرشچی، ناهید طباطبایی، مهسا محب علی، مرجان شیرمحمدی (همسر بهروز افخمی کارگردان) که حتی پروانه ساخت هم گرفت، اما فیلم اش را همسرش ساخت-، وحیده محمدی فر (همسر داریوش مهرجویی کارگردان)، مینا خیامی (همسر فرامرز قریبیان بازیگر و کارگردان و مادر محمدسام قریبیان بازیگر و کارگردان)، رویا محقق، اعظم بروجردی، طلا معتضدی (خواهر نگین معتضدی بازیگر)، نازنین فراهانی (خاله علی احمدزاده کارگردان)، الهه میرباقری، آزاده محسنی، سارا خسروآبادی (همسر علی رضا بذرافشان کارگردان تلویزیون)، سارا سلطانی (همسر ابراهیم ابراهیمیان و دختر جهانبخش سلطانی بازیگر)، معصومه ذبیری، فرزانه شعبانی و....

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    تدوین: ژیلا ایپکچی، شهرزاد پویا، هایده صفی یاری (مادر سپیده عبدالوهاب تدوینگر)، سپیده عبدالوهاب (دختری هایده صفی یاری تدوین گر و دختر محسن عبدالوهاب کارگردان)، نازنین مفخم (همسر محمد آلادپوش فیلم بردار)، شیرین وحیدی، مستانه مهاجر (همسر پژمان بازغی بازیگر) و...

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    طراحی صحنه و لباس: ملک جهان خزاعی (مادر رفیع پیتز کارگردان)، پروین صفری (همسر محمدرضا بزرگ نیای کارگردان)،آتوسا قلم فرسایی (همسر مصطفی احمدی کارگردان)، فریار جواهریان، بی تا قزل ایاق، ژاله آنت، شهناز ارسالی، نگار استخر، زهرا بای، فرزانه بابایی، نازی پرتوزاده، هاله تبریزی، مهوش جزایری، نگار جاودان، فروزان جلیلی فر (همسر حمید فرخ نژاد بازیگر و کارگردان)، زهره جهان پرور، ژاله زکی زاده، مهرانه ربی، شیوا رشیدیان، فریده اعتمادی، طاهره آقاکریمی، رحیمه صباحی، سمیرامیس سعدی نژاد، المیرا صباحی، رحیمه صباحی، شهلا فرشچی، کتایون فیض مرندی، مالینا فکری، راضیه فلاح، تهمیهه میرمیرانی، ثریا مبشری، شیرین لنکرانی، زهرا محمدطاهری، نیلوفر محلاتی، نیلوفر سجادی، هایده مرندیان، مژده مطیعی، اکرم مقدم، شهین نجف زاده (همسر محسن شاه ابراهیمی طراح صحنه و لباس)، بهناز نازی، فهیمه سرخابی (همسر مسعود جعفری جوزانی کارگردان و مادر سحر جعفری جوزانی بازیگر)، سهیلا هاشمی، معصومه وثوق، صبیحه یونسی، نسرین سعادت پور، ملیحه سعیدی سمیرا سینایی، منصور یزدان جو، سارا سمیعی (همسر کیوان مقدم طراح صحنه و لباس)، سوده شرحی، شیده محمودزاده، غزاله معتمد، نگار نعمتی (دختر فرخ نعمتی بازیگر دوبلور)، پروین دخت عابدین نژاد و...

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    طراحی چهره: 
    مهری شیرازی، سودابه خسروی، عاطفه رضوی (همسر حسین پاکدل کارگردان تئاتر و بازیگر)، محبوبه اسکندری (خواهر عبدالله اسکندری گریمور)، مهین نویدی (خواهر پروین نویدی گریمور)، فریده اسلامی، سوده انصاری، میترا اویسی، ماریا حاجی ها، سارا اسکندری (خواهر بزرگ تر لاله اسکندری بازیگر و ستاره اسکندری بازیگر)، فریبا بهرام پور، مهناز بیات، راحله پروین نیا (همسر حسین قناعت و خواهر پریسا پروین نیای منشی صحنه)، اعظم بیات، شهناز چناری، سهیلا حافظی جو، اکرم حاج آقا محمد، نازی حشمتی، خاطره حاشعی، ثریا خرمی، طاهره رجبی، اعظم رحمانی، سوسن رستگار، مرجان روان بخش، زهره سرمدی، فروزان سلامی، زهرا سلمان تبار، ماندانا شاه نظری، مریم شُکرابی، گیتا شکری، روناک شمیم، آفرین صادقی، الهام صالحی، محبوبه صدیق نیا، هنگامه طالبیان، ناهید طلوع (مادر آیدین افخمی تدوین گر)، ناهید علامی، راضیه عزیزی، شراره عقیلی، مینا فرامرزی، فریبا کاشانی، نیلوفر محتشم، نادیا محمودی، پروین نویدی (خواهر مهین نویدی گریمور)، رویا یوسفی، آذر هوشیار، مهیاد میمی و...

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    برنامه ریزی و دستیاری کارگردان: فاطمه زیوری، نغمه نظری، درنا مدنی، زینب نصراللهی، مریم هژیروند، لیلا رنگرزان (همسر محمدمهدی عسگرپور کارگردان و تهیه کننده) و... 

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟

    منشی گری صحنه:
     زینت رضا، مژگان تمجیدی (خواهر حمید تمجیدی کارگردان)، ندا آصف، بهاره حسینی، حمیرا نعمت الله (خواهر حمید نعمت الله کارگردان و سعید نعمت الله فیلم نامه نویس)، نائله شریفی (همسر کیارش اسدی زاده کارگردان)، هنگامه فرازمند (مادر چکامه چمن ماه بازیگر)، پریسا پروین نیا (خواهر راحله پروین نیای گریمور)، فرناز جمشیدی مقدم (همسر علی رضا امینی کارگردان) و...

    عکاسی:
     غوغا بیات، میترا محاسنی (همسر عزیز ساعتی عکاس و فیلم بردار)، مریم تخت کشیان (دختر محمدرضا تخت کِشیان تهیه کننده)، زهرا مصفای تبریزی (دختر کمال تبریزی کارگردان خواهر علی تبریزی فیلم بردار)، گلاره کیازند، فاطمه پورحسینی، نیوشا توکلیان، فرانک زهرایی، سروناز مستوفی (یا مونا مستوفی خواهر کوچک تر لادن مستوفی بازیگر و لاله مستوفی برنامه ریز و دستیار کارگردان)، پریسا افخمی (دختر علی رضا افخمی کارگردان تلویزیون)، ایران انتظام و...

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟
    بدل کاری: مهسا احمدی، ساناز نوروز زاده (همسر پیمان ابدی طراح بدل کاری فقید) و...

    آهنگسازی:
     رها خسروی، صبا خضوعی، فرشته رحیمیان و... و... و... و... خیلی های دیگر که حتما از قلم افتاده اند...! 

    ناگفته نماند که افسانه بایگان (همسر مصطفی شایسته تهیه کننده و کارگردان)، مژده شمسایی (همسر بهرام بیضایی کارگردان)، پروانه معصومی و... از جمله بازیگران مطرحی هستند که تجربه کار در پشت صحنه سینما را دارند و شاید، روزی، آن ها هم فیلم سینمایی بسازند! بالاخره، زن اند دیگر! نباید از قافله و کورس، عقب بمانند...!

    سینمای ایران واقعا زنانه است؟
    اگر نگاهی اجماعی به این فهرست بیاندازیم؛ متوجه خواهیم شد که اکثر قریب به اتفاق فیلم سازهای زن از میان خانواده سینما، جذب جریان فیلم سازی شده اند!

    آخرین فیلم های زنانه سینمای ایران که در انتهای سال 94 اکران شدند؛ «شیفت شب» نیکی کریمی، «ناهید» آیدا پناهنده و «جامه دران» حمیدرضا قطبی هستند که دو تای اولی را زن ها ساخته اند و آخری هم در مورد سرنوشت سه زن از سه نسل متفاوت است! 

    «شیفت شب»، چهارمین ساخته نیکی کریمی، پس از فیلم های سینمایی «کیش»، «چند روز بعد»، «سوت پایان» است که اتفاقا، بهترین فیلم او تا به امروز هم هست. کریمی، فیلم به فیلم دارد رو به جلو حرکت می کند و بعید نیست تا چند سال دیگر به فیلم سازی موفق، بدل شود. کریمی از جنس کارگردان های آهسته و پیوسته بروست...!

    «ناهید»، اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند آیدا پناهنده است. او پس از چند فیلم کوتاه جایزه بگیر، پا به عرصه سینمای حرفه ای گذاشت و از قضا، فیلم اش در فستیوال کن هم تشویق شد. «ناهید» اما؛ دستاورد جدیدی برای سینما ندارد و بیشتر به یک تله فیلم خوش ساخت، شباهت دارد!

    «جامه دران» نیز، اولین فیلم سینمایی حمیدرضا قطبی ست. او که سن اش به فیلم ساز اول نمی خورد؛ هم دانشگاه رویا تیموریان بوده و خیلی دیر توانسته فیلم بسازد! از برخی لحاظ، فیلم قطبی نشان دهنده این است که کارگردان اش، قریحه فیلم سازی دارد؛ اما چیزی فراتر از مظلومیت نمایی آبکی/ هندیِ داستان نویسان زن چند دهه اخیر ادبیات ایران- همان گونه که از منبع اقتباس فیلم (داستان بلند ناهید طباطبایی) پیداست... به خورد مخاطب نمی دهد!

    اگر عمری برای زمین و زمینی ها باقی باشد و هنر/ صنعت سینما تا پنجاه سال آینده، مضمحل نشود؛ یحتمل، هیچ مردی در سینمای ایران باقی نخواهند ماند و مملکت ما به عنوان اولین ممالک دارای سینمای کاملا غیرمردانه، شناخته خواهدشد...! اگر عمرتان به آن روزی کشید؛ خبر صحت این پیش گویی را به اموات، مخابره کنید...!

    خدا صبر بدهد آقای وزیر

    سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 19:21
    هیچ کس نمی خواهد این روزها جای علی جنتی باشد. موج سهمگینی علیه رویدادها و سیاست های فرهنگی به پا خاسته که جنتی با نگرانی به نتایج آن چشم دوخته است. 

    با پایان مناقشات بر سر برجام و در حالیکه اصولگرایان با دو پیروزی در مجلس شورای اسلامی و خبرگان، از موضع هجومی خارج شده اند، عرصه فرهنگ شاهد چالش های سنگینی است. حالا وزیر ارشاد در تقاطع این امواج و دیدگاه ها و انتظارات مختلف تا آستانه فروپاشی عصبی پیش رفته است؛ تا آنجا که علنا به مواجهه با معاونت سینمایی خود پرداخته و سخنگویش (نوش آبادی) ابایی ندارد که صریحا به انتقاد از محصولات سینمایی بپردازد. به خصوص در مورد اکران 50 کیلو آلبالو. 

    اما فقط سینما نیست. ماجرای کنسرت ها ادامه دارد و نقش حاکمیتی وزارت ارشاد در برابر دیدگاه های ائمه جمعه شهرها و احکام دادستان های شهرهای مختلف لوث شده است. به این ها باز هم می شود اضافه کرد. ورود شبکه های ماهواره ای به چرخه اقتصاد هنر و تاثیرشان بر این چرخه و در کنار آن پذیرفته شدنش از سوی برخی از مراجع اقتصادی هنر. باز هم هست؛ فیلم اصغر فرهادی و موفقیتش در کن به شکلی معکوس به اهرمی برای حمله به سیاست های فرهنگی دولت تبدیل شده است. و نقش کمک های مالی یک نهاد حکومتی قطر و خواهر پادشاه این کشور به این فیلم هم همچون حادثه ای تروریستی مطرح شده است و موج افشاگری ها ادامه داشته است. 

    نه هیچ کس نمی خواهد جای علی جنتی باشد. البته جناب وزیر در ملاقات هایش با علما در قم به وضوح به همه نشان داد که به عنوان یک مسئول فرهنگی دولت، محافظه کار و دوراندیش است. همان طور که از یک وزیر فرهنگی دولت اعتدال انتظار می رود. دولت روحانی برای ادای دینش به رای دهندگان به خود در حوزه های فرهنگی و فضای مجازی و پوشش بانوان به سمت تساهل و تسامح چشمگیری حرکت کرد و حتی در حرکتی تقریبا جسورانه به انتقادهای رسانه های اصولگرا هم وقعی ننهاد. اما جنتی به عنوان چهره خلف دولت روحانی یک خط قرمز پررنگ داشته است و آن واکنش های علما بوده است. 

    خدا صبر بدهد آقای وزیر

    در برابر هشدارهای روحانیون بلندپایه علی جنتی همان طور که از فرزند آیت الله جنتی انتظار می رود تسلیم محض است. این تسلیم را در موضع گیری های شدید علی جنتی علیه اکران فیلم 50 کیلو آلبالو دیدیم. او صریحا از اکران فیلم انتقاد کرد و درواقع زیرمجموعه خود را که مجوز نمایش فیلم را صادر کرده زیر سوال برد. 

    در حرکت بعدی اعضای کمیته پروانه نمایش عوض شدند و با سختگیری های شدید مجوز ساخت دو پروژه پیمان معادی سعید آقاخانی لغو شدند. یک رسانه اصولگرا نوشته است: «نخستین تاثیر این انتقادات در شورای پروانه ساخت وزارت ارشاد دیده شد. این شورا طی هفته های جاری به عینه سختگیرتر شده و چندین پروژه مهم از جمله فیلم های بمب از پیمان معادی و سلفی از سعید آقاخانی را رد کرده است. 

    به جز این دو فیلمنامه شنیده می شود شورای پروانه ساخت نسبت به فیلمنامه های کمدی سختگیرتر شده است. از آن طرف شورای پروانه نمایش هم محتاط تر از قبل شد و یکی از فیلم های امسال را غیرقابل نمایش اعلام کرده است. هرچند این سختگیری ها هم کارگر نیفتاد و چند روزی است برخی رسانه ها خبر از تغییرات در شورای پروانه ساخت و نمایش داده اند.»

    جالب آنکه در حوزه موسیقی در حالی که خود جنتی از مشتریان ثابت قدم کنسرت های موسیقی فاخر در پایتخت بوده است در مقابل لغو کنسرت ها حتی کنسرت های موسیقی سنتی چندان به دفاع از مجوزهای دولتی برنیامده است و ترجیح داده در حوزه ای این چنین مناقشه برانگیز جدل و معارضه ای شکل ندهد.

    در این میان حضور علی جنتی در حراج بزرگ آثار تجسمی هم انتقاداتی در پی داشته است که فعلا در حد رسانه های اصولگراست و وزیر نشان داده تا زمانی که این اعتراضات از سوی علمای بزرگ قم انجام نشود توجهی نخواهدداشت.

    این روزها وزیر ارشاد بودن کار سختی است. شاید علی جنتی در خلوت خود آرزو کند که باز هم کارزار سیاست گرم شود و حوزه فرهنگ باز هم به صف های پشتی برگردد. وزیر سیاستمدار و پخته دولت روحانی روزگار پرتنشی را از سر می گذراند. تازه باید منتظر تفسیرهای نمادین از اژدها وارد می شود هم باشد. خدا صبر بدهد آقای وزیر.

    سال 95 با فروش حیرت انگیز فیلم های سینمایی آغاز شد. صف های طویل مقابل سینماها و بعدتر موفقیت فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی نویدبخش یک سال پر از موفقیت برای مدیران فرهنگی کشور بود. در عمل اما اتفاقاتی در حال رخ دادن است که می تواند همان پیروزی ها و موفقیت ها را به پاشنه آشیل علی جنتی و مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد تبدیل سازد. از همین حالا فهرست بلندبالایی از رویدادها را می توان تهیه کرد که در عرصه فرهنگ برای دولت روحانی دردسرساز شده است.

    1- برخورد قضایی با پخش تیزر فیلم های سینمایی در شبکه های ماهواره ای
    خدا صبر بدهد آقای وزیر

    وقتی فروش خیره کننده اکران نوروزی امسال همه را غافلگیر کرده بود، بعضی گفتند دلیل این مسئله تبلیغات گسترده شبکه های ماهواره ای برای این فیلم هاست. در نهایت تهیه کنندگان فیلم های سینمایی «کوچه بی نام»، «50 کیلو آلبالو» و «ابد و یک روز» که در ماه های اخیر تیزر تبلیغاتی آن ها در شبکه های ماهواره ای به طور گسترده پخش شده بود، از سوی دادستانی تهران احضار شدند. 

    جلسه بررسی این موضوع دیروز در شعبه چهارم بازپرسی فرهنگ و رسانه برگزار شد. در جریان برگزاری این جلسه اتفاق جالبی افتاد و آیت الله آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه که مشغول بازدید از دادگاه بود، در جلسه حضور یافت. این فرصت خوبی شد که منصور لشکری قوچانی تهیه کننده فیلم کوچه بی نام بخشی از مشکلات سینما را با رئیس قوه قضاییه در میان بگذارد. این تهیه کننده از ورشکسته بودن سینما گفت و توضیح داد چرا سینماگران مجبورند برای تبلیغ فیلم ها دست به این اقدام بزنند. اگر نهادها و دستگاه های مرتبط به سینما کمک کنند این اتفاق دیگر رخ نخواهدداد. در پاسخ به این مسائل هم آیت الله لاریجانی دستور داد کارگروهی برای بررسی این موضوع تشکیل شود و مسئله کمک به فیلم ها از طریق صدا و سیما و وزارت ارشاد پیگیری شود.

    2- انتقادها به فیلم فروشنده
    خدا صبر بدهد آقای وزیر

    در روزهای قبل از برگزاری جشنواره کن، نوک پیکان حملات بیشتر متوجه خود جشنواره و محدود به محافل سینمایی و تخصصی بود. کمی بعد اما با جایزه بردن فیلم «فروشنده» بعضی رسانه های اصولگرا فیلم فرهادی را به سیاه نمایی متهم کردند و منتقدان فرهادی به این راحتی حاضر به عقب نشینی نیستند. 

    کیهان دیروز در یادداشتی به قلم سعید مستغاثی و با عنوان «پول های امیر قطر، فیلم های سفارشی» نوشت: «این جشنواره فیلم «فروشنده» را با همان موضوع سفارشی تجاوز و تعرض جنسی پس از اتمام مهلت دریافت فیلم ها و حتی بعد از بسته شدن جدول فیلم های بخش مسابقه و در نسخه ای ناقص که گویا هنوز برخی امور فنی مانند صدا و موسیقی و اصلاح رنگ آن باقی مانده بوده، پذیرفت و به عنوان فیلم بیست و یکم (در حالی که معمولا تعداد فیلم های بخش مسابقه اصلی این جشنواره 20 فیلم است) وارد رقابت اصلی جشنواره کرد.» او در این یادداشت کل جشنواره کن را با اتهاماتی مثل پارتی بازی و دلالی نواخته. باید منتظر حملات دامنه دار دیگری هم در زمان اکران این فیلم فرهادی در ایران باشیم.

    3- انتقاد از حراج تهران
    خدا صبر بدهد آقای وزیر

    جمعه هفتم خردادماه پنجمین حراج تهران برگزار شد و با فروش 25 میلیاردی آن، رکورد سال پیش شکسته شد. در این حراج خود علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم حضور یافت و اعلام کرد دولت از این جنس اقدامات که به اقتصاد هنر کشور رونق ببخشد حمایت می کند. به رغم اینکه بعضی رسانه ها و مدیران رکورد شکنی این حراج را یک پیروزی در عرصه فرهنگ کشور تعبیر می کردند اما انتقادات بعدی بازی را عوض کرد. دیروز خبرگزاری میزان به نقل از آیت الله محسن مجتهد شبستری عضو مجلس خبرگان نوشت: «بدون شک برگزاری چنین مراسم هایی در شان نظام جمهوری اسلامی نیست و ما باید نسبت به این گونه اقدامات وارد عمل شویم. انتظار می رود مسئولین هم در برپایی نمایشگاه ها و هم در نهادهای مختلف ملاحظات لازم را رعایت کنند تا آحاد مردم مخصوصا خواص از تجمل و اشرافی گری به دور باشند. 

    بدون شک برخورد با این گونه نمایشگاه ها از سوی دستگاه های مربوطه امری لازم و ضروری است و انتظار است در کوتاه ترین فرصت ممکن با آن برخورد شود.» در این زمینه هم به نظر می رسد در روزهای آینده شاهد انتقادات گسترده تری باشیم.

    4- لغو پیاپی کنسرت ها
    خدا صبر بدهد آقای وزیر

    داستان لغو سریالی کنسرت ها با لغو کنسرت کیهان کلهر در نیشابور کلید خورد و به لغو کنسرت شهرام ناظری رسید. پنج روز پیش هم کنسرت مازیار فلاحی در یزد به شکل عجیبی و با حضور تعدادی موتورسوار معترض در فرودگاه این شهر لغو شد. 

    حالا دیگر لغو کنسرت هایی که همه مراحل اخذ مجوز را طی کردند و بلیت فروشی انجام شده به یک موضوع عادی تبدیل شده است. دو روز پیش خبر آنلاین در گزارشی نوشت در دو سال اخیر 45 کنسرت لغو شده و در این زمینه شهر مشهد پیشتاز بوده است. در این گزارش فهرستی تهیه شده و دلایل لغو کنسرت ها مسائلی مثل دستور دادستانی، ممنوع الکاری، اعتراض بعضی مردم، صادر نشدن مجوز اماکن، دستور وزارت کشور، رعایت نکردن جداسازی جنسیتی و در موارد قابل توجهی «نامشخص» ذکر شده است.

    5- حملات تند به فیلم موفق اکران نوروزی 

    فروش فیلم 50 کیلو آلبالو ساخته مانی حقیقی به مرز 13 میلیارد تومان نزدیک شده و عملا به یکی از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران تبدیل شده است. این مسئله اما باعث نشده منتقدان به محتوای این فیلم ایراد نگیرند. اولین بار مسعود فراستی در برنامه هفت آن را فیلمی عقب مانده توصیف کرد و بعدتر دایره انتقادات از این فیلم به ائمه جمعه رسید.

    خدا صبر بدهد آقای وزیر

    در هفته ای که گذشت امام جمعه طبس از وزارت ارشاد خواست جلوی اکران این فیلم را در شهر بگیرد. این انتقادات در نهایت علی جنتی وزیر ارشاد را هم مجبور به واکنش کرد و گفت: «فیلم 50 کیلو آلبالو با وجود آنکه مجوز اکران گرفته و از آن هم استقبال شده، اشکالات فراوانی دارد. من پس از اعتراض هایی که توسط برخی رسانه ها انجام شد، شخصا آن را بازبینی کردم. واقعا فیلم نامناسب و مغایر سیاست های دولت است. فروپاشی و سقوط خانواده را ترویج می کند و با آرایش نامناسب بازیگران الگوی نامناسبی را ارائه می دهد؛ بنابراین من شخصا مخالف اکران این فیلم هستم.» گفته می شود علی جنتی در دیدار اخیر خود با آیت الله مکارم شیرازی هم بابت اکران این فیلم عذرخواهی کرده است.

    فیلم های بیمار سینمای ایران

    سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 19:20
    کفش هایم کو؟» که پایه داستانش بر اساس آلزایمر قهرمان فیلم بنا شده، بهانه ای است تا سراغ فیلم هایی برویم که از یک نوع بیماری برای پیشبرد داستان بهره گرفته اند.

    اتفاق تازه ای نیست؛ هم سینمای دنیا و هم سینمای ایران از انواع بیماری ها به عنوان خمیرمایه داستان شان به انحای مختلف استفاده کرده و می کنند. به ندرت سویه ماجرا بر نکات آموزشی و هشدار دهنده استوار است اما در غالب موارد بُعد دراماتیک بیماری، محور می شود. به این معنا که از قبل یک بیماری، اتفاقات داستانی تازه ای روایت می شود و مسیر قهرمان و دیگر شخصیت های فیلم را دچار تغییر می کند. 

    برای نمونه فیلم در حال اکران «کفش هایم کو؟» نخواسته درباره بیماری آلزایمر اطلاعات و آگاهی بدهد بلکه این بیماری وسیله مناسبی است تا کیومرث پوراحمد قصه ای جذاب از دل آن بیرون بکشد. حالا می خواهد ادای دین به بی بی باشد یا نمایشی تاثر برانگیز از سرنوشت مردم مظلوم «شب یلدا» در پیری. از این موارد در سینمای ما به وفور یافت می شود؛ چندتایی را گزینش کرده ایم و نوع بیماری و نسبت آن با کاراکتر داستان فیلم را سنجیده ایم.

    1394

    کفش هایم کو؟ 

    * کارگردان: کیومرث پوراحمد

    * بیماری: آلزایمر

    * بازیگر نقش بیمار: رضا کیانیان

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: 
    کل داستان درباره شکل گیری مجدد یک خانواده از هم گسیخته است. مردی بعد از گذراندن دوران جفای زن و فرزند، دور از آنها در مرز پیری، در تنهایی به نقطه ای می رسد که احساس می کند چیزها را به خاطر نمی آورد. در واقع آلزایمر یک جور التیام برای فراموشی اتفاق های بد است اما همین بیماری شروعی می شود بر زندگی جدید او. 

    دخترش بعد از سال ها برمی گردد اما او چیزی به خاطر نمی آورد. زندگی پدر و دختر در مواجهه با آلزایمر پیش می رود. کم کم زن جفاکار هم از راه می رسد. مرد نیازی به فراموش کردن اتفاق های بد و پذیرش شرایط جدید ندارد، فراموشی کار خودش را کرده.

    * فرجام قهرمان داستان: خانواده مجددا شکل می گیرد. مرد ظاهرا از وضعیت خوشحال است اما در واقعیت، درکی از کنار هم بودن ندارد.



    1394

    نیم رخ ها


    * کارگردان: زنده یاد ایرج کریمی

    * بیماری: سرطان

    * بازیگر نقش بیمار: بابک حمیدیان

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: فیلم «نیم رخ ها» به نوعی حدیث نفس خودکارگران است که به بیماری سرطان گرفتار شد؛ کما این که بابک حمیدیان چندی پیش گفته بود تصور نمی کردم در فیلم ایرج کریمی، زندگی خود او را بازی کنم.

    فیلم «نیم رخ ها» اساسا بر بیماری سرطان قهرمان فیلم استوار است و برخلاف دیگر فیلم ها مسئله ای حاشیه ای نیست.نکته جذاب فیلم اما نگاه زنده یاد کریمی به این بیماری است. او هرگز به دام سیاه نمایی نمی افتد و در عوض دیدی متفاوت و بهتر نسبت به پیش از بیماری به زندگی دارد. از این منظر «نیم رخ ها» به شدت قابل ستایش است.

    * فرجام قهرمان داستان: مرگ پایان ماجرای بیمار فیلم «نیم رخ ها» است اما این اتفاق نیز با سوز و آه رخ نمی دهد. توضیح بیش از این، لو دادن داستان فیلمی است که این روزها روی پرده است.



    1392

    زندگی جای دیگری است


    * کارگردان: 
    منوچهر هادی

    * بیماری: تومور مغزی

    * بازیگر نقش بیمار: حامد بهداد

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: در اوضاع بسیار آشفته زندگی یک دکتر، یک مرتبه سر و کله سرطان پیدا می شود. داوود بقایی، دکتر اورژانسی که زندگی اش سراسر مشکل و اتفاق های ناخوشایند است، یکمرتبه متوجه بیماری اش می شود. حالا او می ماند و مشکلات همسر اول و بلاتکلیفی زندگی زن صیغه ای شهرستانی که پرستار بچه هایش است. زندگی او با این بیماری دچار تحول می شود. مجبور است تصمیم های مختلف بگیرد، همه چیز را سر و سامان دهد و به آینده خیلی چیزها فکر کند. حالت بی قیدی و عصبیتش رفته رفته کمتر می شود و ... در واقع سیر تحول شخصیت دکتر به واسطه این بیماری رقم می خورد.

    * فرجام قهرمان داستان:
     برای اینکه گره از کار همسر سابقش باز شود و بچه هایش بدون سرپرست نمانند، به جای شوهر جدید همسر سابقش به زندان می رود و گناه او را به گردن می گیرد.



    1391

    حوض نقاشی


    * کارگردان: مازیار میری

    * بیماری: اوتیسم

    * بازیگر نقش بیمار: 
    شهاب حسینی و نگار جواهریان

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: داستان درباره مواجهه فرزند دو بیمار مبتلا به اوتیسم با دنیای خارج از خانه است. پسربچه این زوج، بعد از رفتن به مدرسه و آشنا شدن با معلم و دوستان از اینکه فرزند چنین بیمارانی باشد احساس بدی دارد و به مرور زمان از آنها دور می شود. در واقع این دوری، باعث می شود که پدر و مادر، برای تبدیل شدن به والدین مطلوب فرزندشان سعی کنند شیوه زندگی جدیدی را پی بگیرند در واقع تلاش و سختی این پدر و مادر برای احساس خوشبختی فرزندشان مهمترین نکته فیلم است.

    * فرجام قهرمان داستان: به مرور زمان پسر با شرایطش کنار می آید. تلاش پدر و مادر، حس او را جریحه دار می کند و تازه از این به بعد زندگی پسر به شیوه دیگری کنار آنها ادامه پیدا می کند.



    1390

    ضد گلوله


    * کارگردان: مصطفی کیایی

    * بیماری: سرطان

    * بازیگر نقش بیمار: مهدی هاشمی

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری:
     داستان در دوره جنگ اتفاق می افتد. ماجرا از جایی شروع می شود که یک تکثیرکننده نوار غیرمجاز، موقع فرار از دست کمیته از حال می رود و بعد از آن متوجه می شود که تومور مغزی دارد. دکتر به او می گوید که مدت زمان زیادی زنده نمی ماند. این تومور مغزی زندگی او را تغییر می دهد. از آنجایی که می داند به زودی می میرد، تصمیم می گیرد به جبهه برود تا بلکه شهید شود و حداقل خانواده اش ارج و قربی پیدا کنند. هر کاری می کند گلوله ای به او اصابت نمی کند و ماجرا همینطوری پیش می رود.

    * فرجام قهرمان داستان: 
    بعد از گذشت 20 سال، مرد هنوز سالم و سرحال است. تومور همچنان سر جایش مانده و او همچنان بعد از پایان جنگ، به زندگی قبلش ادامه می دهد و تنها تفاوتش اینجاست که حالا مشغول تکثیر دی وی دی های غیرمجاز است.



    1388

    طلا و مس


    * کارگردان: همایون اسعدیان

    * بیماری:
     ام اس

    * بازیگر نقش بیمار:
     نگار جواهریان

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: اینجا بیماری ام اس همسر یک طلبه زندگی او را درگیر امتحانی عجیب می کند. در واقع بیماری، وسیله ای است برای اینکه طلبه، آموخته هایی که درباره دین و عرفان کسب کرده را در عمل محک بزند. قصه با بیماری زن شروع می شود و با اوج گیری این بیماری به مرحله مهمی می رسد. لحظه به لحظه زوایای پنهان این بیماری بیشتر آشکار می شود. دردها و ناتوانی ها بیشتر بروز پیدا می کند و زندگی، سختی هایش را بیشتر به مرد نشان می دهد. مرد طلبه مجبور می شود درس را رها کند و همراه با سخت شدن این مراحل، بجنگد و جلو برود.

    * فرجام قهرمان داستان: زن در نقطه اوج بیماری قرار دارد اما حضور مرد طلبه که حالا از امتحانات سربلند بیرون آمده، آرامش مضاعفی برایش دارد. فرجام قهرمان مشخص نیست. همین که به درخت تکیه می زند و چشم هایش را می بندد انگار به اوج آرامش می رسد.



    1386

    هر شب تنهایی


    * کارگردان: 
    رسول صدر عاملی

    * بیماری: 
    سرطان

    * بازیگر نقش بیمار: 
    لیلا حاتمی

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: در «هر شب تنهایی»، تومور مغزی قهرمان اصلی، در واقع او را به یک باور می رساند. کل فیلم درباره باور است؛ باوری که شاید در میان زندگی روزمره آدم ها گم شده. یک گوینده رادیو که در برنامه اش مدام حرف های امیدبخش می زند و راجع به زیبایی های زندگی متن می نویسد، دچار تومور مغزی می شود. بیماری در حال پیشرفت است و به زعم او هیچ امیدی برای ادامه زندگی وجود ندارد. مجموعه اتفاقاتی که در جوار حرم امام رضا (ع) برایش می افتد، باعث می شود این باور قلبی در او ایجاد شود.

    * فرجام قهرمان داستان: درباره اینکه تومور مغزی با قهرمان داستان چه می کند و زندگی اش به کجا می رسد چیزی نمی دانیم اما همین که در لحظه آخر به باور می رسد، انگار تمام مشکلات از جلوی راهش برداشته می شود. دیگر سرطان اهمیت چندانی در قصه ندارد.



    1386

    قرنطینه


    * کارگردان: منوچهر هادی

    * بیماری: سرطان خون

    * بازیگر نقش بیمار: نیوشا ضیغمی

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: اینجا هم درست در وسط یک ماجرای عاشقانه، سروکله بیماری سرطان پیدا می شود. سهیل در ماجرای یک تصادف، به سمیه علاقه مند می شود و بالاخره بعد از مخالفت های شدید خانواده اش تصمیم به ازدواج با او می گیرد. در مراحل آزمایش های قبل از ازدواج، پزشکان تشخیص می دهند که سمیه سرطان خون دارد. سهیل تلاش می کند هر جور شده پول سفر او برای درمان را جور کند اما حال سمیه مدام بدتر می شود. پیشرفت این ماجرای عاشقانه با پیشرفت سرطان، مهمترین اتفاق این فیلم است.

    * فرجام قهرمان داستان:
     سهیل بدون در نظر گرفتن وضعیت جسمی سمیه، در همان بیمارستان با او ازدواج می کند. هیچ وقت معلوم نمی شود وضعیت سمیه به کجا می رسد اما فیلم با مرگ نامزد مبتلا به سرطان یک بیمار سرطانی دیگر، به پایان می رسد.


    1385

    میم مثل مادر


    * کارگردان:
     رسول ملاقلی پور

    * بیماری: مشکل تنفسی

    * بازیگر نقش بیمار: علی شادمان

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری:
     در این فیلم ماجرای اصلی، بیماری شدید یک پسربچه بود. زنی که در جنگ شیمیایی شده متوجه می شود حامله است. سونوگرافی نشان می دهد که این فرزند معلول به دنیا می آید. همسر زن نمی خواهد با این فرزند معلول دچار دردسر شده و دست و پایش بسته شود و برای همین زنش را مجبور به سقط جنین می کند. زن بچه را نگه می دارد و نهایتا او را ناقص به دنیا می آورد. چالش میان زن و مرد جدی می شود، پدر می گوید که باید او را به آسایشگاه معلولان بسپارند و مادر نمی گذارد و ...

    * فرجام قهرمانان :
     پسربچه با همان بیماری به زندگی اش ادامه می دهد اما مادرش که او هم اثرات شیمیایی درون بدنش وجود دارد، در پایان فیلم، وضعیت بدی پیدا می کند. در حالی که مادر در اتاق ایزوله است، پسر برایش ویولن می زند.



    1383

    گیلانه 

    * کارگردان: رخشان بنی اعتماد

    * بیماری: قطع نخاع

    فیلم های بیمار

    * بازیگر نقش بیمار: 
    بهرام رادان نقش یک جانباز شیمیایی را دارد که در دوران جنگ، قطع نخاع شده و حالا با همه این بیماری ها با مادر پیرش زندگی می کند. فیلم قصه خاصی ندارد. یک جورهایی زندگی روزمره این جانباز و فداکاری های مادر پیرش را به تصویر می کشد. پسر از این شرایط خسته شده، از همه خجالت می کشد، نامزدش او را ترک کرده و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. تنها نقطه امیدش همین مادر است.

    * فرجام قهرمانان : زندگی پسر بیمار همچنان به همان وضعیت ادامه پیدا می کند اما مادرش حتی پس از گذشت سال ها منتظر است تا دختری بیاید و با ازدواج با پسرش، بخش مهمی از مسئولیت هایش را گردن بگیرد. در فیلم «قصه ها» که بنی اعتماد دو سال قبل ساخت، مشخص شد که مادر همچنان منتظر است.



    1376

    آژانس شیشه ای


    * کارگردان:
     ابراهیم حاتمی کیا

    * بیماری: ضایعه نخاعی

    * بازیگر نقش بیمار:
     حبیب رضایی

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: در «آژانس شیشه ای» ماجرا کاملا فرق می کند. اینجا یک بیماری به خودی خودش ایجاد نشده. عباس بر اثر اصابت ترکش به گردنش در سال های جنگ، جانباز شده و حالا اثرات این زخم، برایش مشکل جدی ایجاد کرده. جدی شدن بیماری، پای عباس و همسرش را شب عید به تهران باز می کند و نقطه شروعی می شود برای تمام اتفاقاتی که در فیلم و شب عید آژانس شاهد هستیم. در واقع همه چیز پیرامون این زخم قدیمی دوران جنگ اتفاق می افتد؛ زخمی که عباس به خاطر کشورش خورده و ...

    * فرجام قهرمان داستان: سرنوشت قهرمان داستان، به جای تلخی می رسد. به رغم تمام تلاش های حاج کاظم، زخم قدیمی عباس مایه دردسرش می شود. درست لحظه ای که امکان عزیمت وجود دارد، عباس همانجا داخل هواپیما از دنیا می رود و به شهادت می رسد.



    1376

    غریبانه


    * کارگردان:
     احمد امینی

    * بیماری: سرطان خون

    * بازیگر نقش بیمار: ابوالفضل پورعرب

    فیلم های بیمار
    * نقش دراماتیک بیماری: اینجا یک ماجرای عاشقانه با یک بیماری شدید گره می خورد. ماجرا از جایی شروع می شود که بزرگ با ماشین یک خانم دکتر تصادف می کند و خانم دکتر می گوید فقط در صورتی رضایت می دهد که با او ازدواج صوری کند تا بتواند از ایران خارج شود. 

    بزرگ قبول می کند. بعد از ازدواج خانم دکتر از جایی متوجه می شود که بزرگ مبتلا به سرطان خون است و گوشه یک مسافرخانه، بدون اینکه کسی از او مراقبت کند، تنها زندگی می کند. خانم دکتر از روی عذاب وجدان، از او می خواهد که خودش را درمان کند. بزرگ به خاطر او شروع به درمان می کند و ...

    * فرجام قهرمان داستان:
     سرطان خیلی پیشرفته شده و درمان ها به جایی نمی رسد. زمانی که خانم دکتر به عشق بزرگ می رسد، او از دنیا می رود.



    1371

    سارا


    * کارگردان: داریوش مهرجویی

    * بیماری: بیماری خون

    * بازیگر نقش بیمار: امین تارخ

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: بیماری حسام، سرآغاز تمام مشکلات است. در واقع اینجا تامین هزینه های درمان مرد، زندگی همسرش را با مشکلات زیادی روبرو می کند. مشکلاتی که تا سالیان سال ادامه پیدا می کند و تمامی ندارد. زن برای درمان همسرش تصمیم می گیرد به صورت پنهانی کار کند و از دوست همسرش پول قرض بگیرد. بعد از بهبودی حسام، همکارش همین پول را وسیله ای می کند برای اینکه زن را تهدید کند. وقتی حسام می فهمد پول درمانش از کجا آمده ، به هم می ریزد و زندگی شان دستخوش مشکلات زیادی می شود.

    * فرجام قهرمان داستان: 
    حسام در همان نیمه اول داستان بهبود پیدا می کند اما شک و شبهه اینکه همسرش خرج عملش را از کجا آورده راحتش نمی گذارد. تا پایان فیلم این شک همراهش است و نهایتا همین مسئله عذاب وجدان عجیبی برایش به همراه می آورد.



    1371

    از کرخه تا راین

    * کارگردان: 
    ابراهیم حاتمی کیا

    * بیماری: 
    سرطان خون

    * بازیگر نقش بیمار: علی دهکردی

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری:
     سعید در «از کرخه تا راین» به خاطر بمب های شیمیایی دوران جنگ نابینا شده و برای درمان در آلمان به سر می برد. او مداوا می شود اما بیماری بدتر او یعنی سرطان خون هویدا می شود.

    حاتمی کیا با این چرخش، قصد داشت مظلومیت رزمنده ها را بیشتر به رخ بکشد. نوع استفاده فیلمساز از دو بیماری ناشی از جنگ، یکی از بهترین نمونه های دراماتیک در سینمای ما محسوب می شود که به خوبی مقصود اصلی فیلمساز را منتقل کرده و از نظر داستانی هم در اوج تمام شده. نابینایی و سرطان متریال فراوانی در اختیار فیلمساز برای خلق موقعیت های دراماتیک قرار می دهد.

    * فرجام قهرمان داستان:
     سعید در حالی که هم خود و هم دیگران با علاج چشمش، مشعوف و امیدوار بودند، در آلمان جان می سپارد. حاتمی کیا با کشتن قهرمانش (که البته منطقی هم هست) شوک دراماتیک به مخاطبان وارد می کند.



    1370

    دلشدگان

    * کارگردان: زنده یاد علی حاتمی

    * بیماری: سل

    * بازیگر نقش بیمار: امین تارخ

    فیلم های بیمار

    * نقش دراماتیک بیماری: 
    شاید برای خیلی از مخاطبان و پی گیران سینما، کلیت «دلشدگان» و آواز سحرانگیز محمدرضا شجریان و عشق جاری در آن به یاد مانده باشد، اما بیماری خواننده گروه از نکات کلیدی فیلم است. به ویژه آن که خواننده فیلم ما به ازای واقعی دارد (مرحوم ظلی) و اتفاقات رخ داده دوران قاجار (سفر برای پر کردن صفحه از ردیف های موسیقی ایرانی) تقریبا به همین شکل رخ داده. بیماری خواننده فیلم «دلشدگان» بیش از همه در اواخر فیلم کارکرد دراماتیک پررنگی می یابد و باعث می شود مسیر داستان شکلی دیگر بگیرد. یعنی بعد از عشق او به شاهزاده ترک و حیرانی در غربت و در نهایت مرگ.

    * فرجام قهرمان داستان: سل خواننده را از پا درمی آورد و او در غربت جان می دهد.

    مقایسه خانه دو خواهر، کندال و کایلی جنر

    سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 19:20

    کایلی جنر، متولد ۱۰ آگوست ۱۹۹۷ و خواهرش کندال جنر، زاده ۳ نوامبر ۱۹۹۵، مانکن و هنرپیشه آمریکایی هستند. در سال ۲۰۱۴ مجله تایمز کایلی و کندال جنر را جزو ۲۵ نوجوان تأثیرگذار، به دلیل نفوذ قابل توجهی در بین نوجوانان معرفی کرد. در سال ۲۰۱۲، این دو خواهر با نام تجاری لباس PacSun، برند خود را «Kendall & Kylie» ایجاد کردند.
    آنها در مجموعه تلویزیونی همراه با کارداشیان‌ها «Keeping Up with the Kardashians» در شبکه (ای) همراه با مادر، پدر، خواهرها و برادر ناتنی شان درخشیدند. کایلی جنر به تازگی صاحب یک خانه شده است. البته این خانه را با خانه ای که او در ماه فوریه واقع در کالاباساس، کالیفرنیا به قیمت 2.7 میلیون دلار خریده، اشتباه نکنید. خواهر او کندال جنر نیز در اواخر امسال خانه ای در لوس آنجلس خرید که دست کمی از خانه کایلی جنر ندارد. در این جا خانه این دو ستاره هالیوود را با هم مقایسه کرده ایم.
    کایلی جنر
    مکان: هیدن هیلز، کالیفرنیا
    قیمت: 6 میلیون دلار
    اتاق خواب: 6

    امکانات: کمدهای بزرگ لباس، استخر،... و بهتر از همه نزدیکی آن به خانه خواهرش کیم کارداشیان و کانیه وست.
    مقایسه خانه دو ستاره، کندال و کایلی جنر
    مقایسه خانه دو ستاره، کندال و کایلی جنر


    کندال جنر
    مکان: وست‌وود، لس‌آنجلس
    قیمت: 1.39 میلیون دلار
    اتاق خواب: 2

    امکانات: منظره ای رو به لوس آنجلس، حضور خدمتکارانی تمام وقت، نگهان، استخر آب گرم، باشگاه ورزشی و...

    مقایسه خانه دو ستاره، کندال و کایلی جنر

    مقایسه خانه دو ستاره، کندال و کایلی جنر

    ( تعداد کل: 43 )
    <<    1       ...       5       6       7       8       9    >>
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    (function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');